سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
26
تاريخ ايران ( فارسى )
دولت ايلام بيان آن را به تفصيل خواهيم كرد . در اينجا همينقدر ميگوئيم كه در ازمنهء اخيره اهميت آن فقط بواسطه آن بوده كه در تمام مملكت وسيع ايران اين تنها رودى است كه قابل كشتىرانى مىباشد . در حوزهء غربى ايران اهم رودها زايندهرود است كه در نزديكى كارون از جبال بختيارى جدا مىشود و ناحيهء اصفهان را مشروب ميسازد و فاضل آب آن وارد باتلاقى ميگردد كه معروف به گاوخونى و قريب چهل ميل زير اصفهان واقع است . در طرف شمال رود ارس است كه چنان كه مذكور داشتيم قسمتى از آن سرحد ايران و روس را تشكيل ميدهد و رود مهمى است و همان است كه يونانيها اراكسس « 1 » ميگفتند و از كوه آرارات سرازير مىشود . چون متوجه مشرق شويم برود قزلاوزن ميرسيم كه اطول نهرهاى ايران است و يونانيها امارديس « 2 » ميخواندند و آن از نزديكى درياچهء رضائيه جدا شده از البرز عبور مىكند و باسم سفيدرود آبهاى كدر و گلآلود خود را در مشرق رشت به بحر خزر ميريزد و ويليام جكسن آن را با « رودخانهء شريعت » « 3 » يكى ميداند . چون بيشتر به طرف مشرق رويم رود تجن است كه در فصل اول مذكور داشتيم . مقدار آب آن زياد نيست و جز در اوقات طغيان آبش تقريبا غيرمشروب عليهذا اهميّت آن براى ايران كم است ، اگرچه بعد از آنكه باسم هريرود موسوم شده درّهء حاصلخيز هرات را مشروب ميسازد و بنابراين براى افغانستان قدر و قيمت دارد . در مشرق ايران رودى نيست مگر هلمند كه رود تاريخى است و آن هم چندان ربطى بايران ندارد زيرا كه منشأ آن افغانستان و در خاك آن كشور جاريست تا به سيستان ميرسد و وارد درياچهء معروفى كه هم مجاور خاك ايران و هم افغانستانست مىشود . جز در ايام بهار مسافرين مىتوانند فلات ايران را از مغرب بمشرق و از شمال بجنوب بدون برخوردن برودهائى بهپيمايند و اگر برحسب اتفاق به نهرى برخورند و از آب آن بچشند غالبا بقدرى شور خواهد بود كه دردى را دوا نميكند و رنگ سفيد براق سابق الذكر همواره ديده مىشود و اسباب ملالت خاطر و دليل بر قلت باران مىباشد .
--> ( 1 ) - Araxes ( 2 ) - Amardis ( 3 ) - رجوع شود به « زردشت » صفحه 211 . « مؤلف »